توبه اولين قدم به سمت خدا مي باشد و يقظه و بيداري مقدمه توبه است
بلكه بعضي از بزرگان يقظه را قدم اول در سير الي الله دانسته اند. آدمي
قبل از آنكه بخواهد در مسير الهي قرار گيرد و مطابق خواست خدا عمل
نمايد، بايد در او انگيزة حركت به سمت خدا ايجاد شود و اين انگيزه و
شور و اشتياق ايجاد نميشود مگر آنكه فرد بيدار شده و متوجه گردد كه
قرار گرفتن در راه خدا باعث سعادت اوست و او بايد در اين راه قرار
گيرد. اين بيداري و متوجه شدن همان يقظه است. همچنين يقظه و بيداري
اتفاق نميافتد مگر اينكه فرد متوجه شود كه براي چه بايد در اين راه
قرار گيرد و اين راه او را به كجا ميكشاند تا در او انگيزهاي ...
پس از تنبُّه و بيداري اولين اقدامي كه فرد بايد بنمايد آن است كه بايد
بداند وظيفه او در مقابل خدا چيست؟ كه پاسخ اين سؤال عبارت است از ترك
محرمات و فعل واجبات. محرمات اعماليند كه آنچنان در نظر خدا منفور بوده
و براي آدمي مضر ميباشند كه خداوند در انجام آنها مجازات تعيين كرده
است و واجبات اعماليند كه آنچنان در نظر خدا مهم بوده و براي آدمي مفيد
و لازم مي باشد كه خداوند در انجام آنها پاداش تعيين كرده است. لذا
اولين وظيفه آدمي در مقابل خدا ترك محرمات و فعل واجبات است.
پس از آنكه انسان در تقوي و اراده خود چنان قوي شد كه هيچ معصيتي را
عمداً انجام نداده و هيچ واجبي را عمداً ترك ننمود آمادگي آنرا مي يابد
كه ريشه هاي گناه را ترك كند. مرحله "از بين بردن ريشه هاي گناه" مرحلة
ورود به قلب است. از آنجا كه ريشه هاي گناه سه رذيله حرص، كبر و حسد
است، در اين مرحله بايد با اين سه رذيله موجود در وجود خود مبارزه كند.
مبارزه با اين سه رذيله و پاك نمودن قلب از آنها، كه سرسلسلة تمام
رذايلند، منجر به پاك شدن قلب از تمام رذايل ميگردد. بنابراين براي از
بين بردن ريشههاي گناه، فرد بايد درصدد از بين بردن تمام رذايل اخلاق
باشد و تمام رذايل را از قلب خود پاك نمايد تا ريشه هاي گناه از وجود
او ريشه كن شود. لازم به ذكر ...
اين مرحله همان مرحلة پاك نمودن قلب است. مراحل پاكي قلب مشخصاً همان
مراحل حضورقلب در محضر پروردگار ميباشند. اين حضور، از زماني آغاز
ميشود كه فرد توبه نمايد، لذا پاكي قلب از ظلمتها در واقع از توبه و
تصميم بر عدم گناه آغاز گرديده و تا انس و حضور دائمي در محضر
پروردگار ادامه پيدا ميكند. ليكن در اين مرحله فرد مستقيماً به قلب
پرداخته و اقدام به پاكي آن مي نمايد. در اين مرحله فرد از توجه به غير
خدا بطور كامل خالي شده و فقط به خداوند توجه قلبي پيدا ميكند و به هر
آنچه از امور دنيوي كه بايد توجه و رسيدگي كند از مسير خداوند و در طول
رضايت خدا انجام مي دهد.
پس از آنكه انسان كليه رذايل اخلاقي و محبتهاي غير الهي را از درون خود
پاك نمود و محبت به خدا چنان در قلب او جاي گرفت كه به هيچ چيز ديگر
توجه ننمود و تمام اتفاقات وجود او از محبت به خدا سرچشمه گرفت، ريشه
تمام رذايل كه عجب است از وجود او پاك گرديده و داراي انس با خداوند
شده و توجه دائمي به خدا و حضور قلب دائمي پيدا ميكند و بصورت مدام
قلبش از غير خدا خالي شده و فقط به خداوند توجه دارد، در اين مرحله
تمام وجودش از خدا پر مي شود و تمام اعمال و حركات و سكناتش تحت فرمان
الهي قرار مي گيرد و قلب او كاملا مسخر پروردگار ميگردد. در حاليكه به
امور جاري زندگي خود ميپردازد از حضور در محضر خداوند فارق نميشود.
در اين فضاي عشق به خدا فرد بايد دوره اي را بگذراند تا نور الهي در
...
هر كس بسم اللّه الرحمن الرحيم را قرائت كندخداوند به ازاى هر حرفِ آن
چهار هزار حسنه برايش مي نويسد و چهار هزار گناه از او پاك مي كند و
چهار هزار درجه او را بالا ميبرد. (بحارالأنوار، ج 92، ص 258)
1.از افراد موفق دلايل موفقيتشان را بپرسيم و همان كارها و
تجربيات را انجام دهيم.
2.دليل موفقيت افراد لزوما برتري شخصيتي آنها نيست بلكه دليل
موفقيتشان اين است كه كارهايشان را با روش بهتري انجام مي
دهند.
3.كليد دستيابي به يك موفقيت بزرگ اين است كه آدم بتواند
ذهنش را تماماً بر روي مهمترين كار يا هدفي كه در زندگي اش
دارد متمركز كند، آنرا درست انجام دهد و تا آنرا به پايان
نرسانده دست از كار و كوشش برندارد.
امام باقر (ع ) : خداوند به آدم (ع ) وحى فرمود : اى آدم ! من همه
خوبيها را در چهار جمله براى تو گـرد مـى آورم : يـكـى از آنها از من
است , يكى از آن تو , يكى به من و تو مربوط مى شود و يكى به رابـطـه
تـو و مردم اما آن كه مخصوص من باشد اين است كه مرا بپرستى و هيچ چيز
راشريك من نـگـردانى و آن كه از آن تو باشد اين است كه من كارتو را
پاداشى دهم كه سخت به آن نيازمندى و آن كـه مـيـان من و تو باشد اين
است كه تو دعا كنى و من اجابت كنم و آن كه به رابطه ميان تو و مردم
مربوط مى شود اين است كه براى آنان همان پسندى كه بر خود مى پسندى
. ميزان الحكمه، ج 4 ، حديث 5327