|
بسم الله الرحمن االرحيم
ترك محرمات و فعل واجبات
پس از تنبُّه و بيداري اولين اقدامي كه فرد بايد بنمايد آن است كه بايد
بداند وظيفه او در مقابل خدا چيست؟ كه پاسخ اين سؤال عبارت است از ترك
محرمات و فعل واجبات. محرمات اعماليند كه آنچنان در نظر خدا منفور بوده
و براي آدمي مضر ميباشند كه خداوند در انجام آنها مجازات تعيين كرده
است و واجبات اعماليند كه آنچنان در نظر خدا مهم بوده و براي آدمي مفيد
و لازم مي باشد كه خداوند در انجام آنها پاداش تعيين كرده است. لذا
اولين وظيفه آدمي در مقابل خدا ترك محرمات و فعل واجبات است.
حرکت در جهت از بين بردن ظلمات و دنائت و پستي از اعضاء و جوارح شروع
شده تا به قلب مي رسد پاک شدن اعضاء و جوارح که بُعد ظاهر آدمي است با
ترک محرمات و فعل واجبات با نيت الهي است كه اتفاق مي افتد يعني انسان
در اولين قدم به سمت پاکي، بايستي کليه محرمات را ترک نموده و کليه
واجبات را (آنچه مبتلا به آن است) انجام دهد كه لازمة آن در ابتدا
شناخت محرمات و واجبات است از طريق مراجعه به کتب مربوط به شرح گناهان
کبيره و رساله هاي عمليه (مربوط به مرجع تقليد مورد انتخاب).
اين مرحله بسيار مهم و زيربنايي بوده و فرد تا از اين مرحله به سلامت
خارج نشود نميتواند وارد مرحله بعد شود چراكه ابتلاي به حرام مانند
كيسه سوراخي است كه هرچه در آن عمل صالح ريخته شود و رشد الهي در فرد
ايجاد شود، از بين ميرود. چه بسيارند كسانيكه سالها در اين مرحله باقي
ميمانند و بر اثر ابتلا به يك يا چند گناه نميتوانند از اين مرحله
گذر كنند.
بنابراين تا آخرين مرحله از صعود به سمت خدا توجه و دقت به اعمال در
انسان بايد وجود داشته باشد و هر چه بيشتر تقرب حاصل ميكند اعمال
دقيقتر و عميقتر شده و بايد بيشتر توجه نمايد چراكه اعمال انسان بعد
ظاهر و قالب انسان است و اين دنيا چنان آفريده شده است كه هر چيز در
آن، قالبي دارد و عمق و باطن با دقت در ظاهر و قالب ارتباط مستقيم
دارد.
ترك محرمات و فعل واجبات فقط تأثير در پاك شدن اعضاء و جوارح ندارد
بلكه باعث پاك شدن فكر و عليالخصوص قلب نيز ميگردد. در مراحل بالاتر
هر چه فرد در سلسله مراحل وجود خود به پاكي و سلامت بيشتري برسد در ترك
محرمات و فعل واجبات محكمتر شده و اعمال خود را با دقت بيشتري انجام
ميدهد و نه تنها به ترك محرمات و فعل واجبات دقت مينمايد بلكه به ترك
مكروهات و فعل مستحبات هم توجه كرده و در مباحات نيز دقت مينمايد كه
مباحي انجام ندهد كه مانع از ذكر و حضور قلب او گردد. ترك محرمات و فعل
واجبات منجر ميگردد فرد در درون خود احساس كرامت و پاكي نمايد و اين
امر موجب قويتر و مستحكمتر شدن فرد در طي مسيرش ميگردد.
جهت ازبين بردن گناه (ترك واجبات هم گناه مي باشد) پس از آنكه فرد
گناهان را شناخت، بايد اقدام به ترك گناهان نمايد. جهت قويتر شدن در
ترك گناهان بايد خساراتي را كه آن گناه به انسان مي رساند را بشناسد تا
صاحب انگيزهاي قوي در جهت ترك گناهان شود پس از آن بايد سعي نمايد خود
را از مقدمات گناه دور كند يعني به محل گناه نرفته و وسايلي كه موجب
انجام گناه مي شود را كنار گذاشته يا از بين ببرد و از افرادي كه ممكن
است مبتلا به گناهش نمايند كناره گيري كرده يا آنها را ترك نمايد و حتي
فكر گناه را هم اجازه ندهد به ذهنش خطور كند و هر آنچه كه او را ترغيب
به گناه مي كند كنار بگذارد و محبت گناه را با فكر نكردن به آن و تبليغ
منفي در ذهنش و توجه به مضرات آن از قلبش بيرون كند و به موارد زير
توجه خاص نمايد. از طرفي ديگر با پرداختن به تفريحات سالم و مباح يا
مثبت و كار و فعاليت و پرداختن به مطالعه و تحصيل و هر امر مباح يا
مثبت ديگري و قويتر كردن بُعد مذهبي خود و همنشيني با افراد مؤمن، نفس
خود را چنان مشغول امور غير گناه نمايد كه از گناهان غافل شود و در
صورت ابتلاي شديد به گناهي خاص چنان برنامه ريزي نمايد كه به تدريج از
ابتلاي به آن گناه كم كرده و به مرور زمان بطور كامل آن گناه را از بين
ببرد.
از جمله عوامل مهميكه باعث ميشود فرد نسبت به گناه بي ميل شده و
مشتاق انجام واجبات شود عبارتند از :
1.
نماز: همانا نماز انسان را نهي ميكند از فحشا و منكر.
2.
قرآن : روزي صد آيه هرچند آيات كوچك باعث ميشود انسان در آن روز جزو
ذاكرين باشد.
3.
اهل بيت (ع): محبت نسبت به اهل بيت(ع) و معرفت نسبت بهايشان و
عزاداري و ارتباط با ولايت.
4.
تحصيل علم : منظور از علم خدا شناسي و انسان شناسي و راه رسيدن به خدا
كه در احكام، اعتقاديات و اخلاقيات آمده است.
5.
دوستان و اطرافيان مثبت : هر چه فضا و افراد طرف انسان الهي تر باشند
گرايش انسان به امور مثبت بيشتر ميشود .
6.
خالي نمودن ذهن از امور منفي و پر كردن آن با امور مثبت : فضاي ذهن
بسيار مهم وتأثير گذار است چراكه انسان هر كاري را كه ميخواهد انجام
دهد اول به آن فكر ميكند و بعد انجام ميدهد علي الخصوص كه تفكرات
انسان قلبيات انسان را هم به شدت تحت تأثير قرار ميدهند.
7.
فضاي زندگي را از امور منفي خالي كردن : خالي كردن فضاي زندگي از امور
منفي باعث ميشود فضاي ذهني فرد از امر منفي پاك شده زمينههاي گناه از
وجود او پاك شود.
8.
فضاي زندگي را از امور مباح و مثبت پر كردن : پرداختن به امور مباح
جذاب مثل هنرها و ورزش و كار و تحصيل و... و امور مثبت وعبادات وكارهاي
الهي.
9.
ارتباط با اولياء خدا : معنويات اولياء خدا به شدت آدمي را در امور
مثبت قويتر ميكند.
10.
اجتماعات مثبت : شركت در اجتماعات مذهبي و ديني مثل نمازهاي جماعت،
مجالس اهل بيت(ع)، اجتماعات علمي.
درحاليكه انسان
اعضاء و جوارح خود را از محرمات پاك مينمايد شيطان در حيطه تخيلات
انسان شروع به فعاليت ميكند، به اين ترتيب كه افكار و تخيلات باطل و
گاه زنندهاي در ذهن انسان ايجاد مينمايد كه در برخي مواقع بسيار آزار
دهنده ميباشد و گاه انسان را از طريق تخيلاتش به وسواس و حساسيتهاي
بيجا در امور عبادي و حتي غير عبادي مبتلا ميكند از جمله در وضو و غسل
و تلفظ حروف در نماز. اين در واقع نوعي دست و پا زدن شيطان جهت جلوگيري
از انجام واجبات و ترك محرمات است. براي رفع اين موضوع فرد بايستي تمام
اراده خود را جمع نمايد تا با توجه به امور مباح و حتي الهي مانند ذكر،
فكر خود را تحت كنترل درآورده و به امور باطل فكر نكند و با انحراف
ذهنش از حساسيتهاي بيجا، از وسواس پرهيز نمايد. از تأثيرات مهم اين
اتفاق، كنترل فكر است و از آنجا كه فكر دريچه قلب است با كنترل فكر مي
توان قلب را تحت كنترل در آورد و اجازه نداد هر چيزي وارد حيطه قلب
شود. گذر از اين مرحله واجب و ضروري است چراكه تا فرد بر فكرش تسلط
پيدا نكند نميتواند قلبش را اصلاح نمايد.
زماني فرد از اين مرحله گذر نموده و وارد مرحله بعد مي شود كه هيچ
گناهي را عمداً انجام نداده و هيچ واجبي را عمداً ترك ننمايد يعني او
به اندازه اي قوي شود كه حتي اگر بسيار مشتاق انجام گناهي بود بتواند
گناه را انجام ندهد و اگر انجام واجبي برايش دشوار بود باز هم آنرا
انجام دهد مگر آنكه آن واجب از گردنش ساقط گردد. بنابراين كسانيكه به
گناه خاصي مبتلا هستند تا آن گناه را كنار نگذارند وارد مرحله بعد نمي
شوند ممكن است به مرور زمان كه در حال مبارزه با آن گناه خاص است بعضي
از رذايل اخلاقي كه مربوط به مراحل بعد است در ايشان كم شود اما تا
تمام گناهان را ترك ننمايد در اين مرحله باقي ميماند به اين معني كه
نميتواند به نورانيت و رشد مراحل بعد دست يابد. لذا براي از بين بردن
گناهان خاص بايد تلاش بيشتري نموده و با آن گناه بصورت خاص مبارزه
نمود.
پس در اين مرحله فرد بايد همواره به اين فكر باشد كه چگونه مي تواند
گناه ننموده و از گناه اجتناب نمايد و مرتبا در اين مراقبه به سر ببرد.
اما گناهاني كه بصورت ناخواسته و اتفاقي صورت مي پذيرد ممكن است فرد در
مرحله بعد نيز به آنها مبتلا شود اما در مراحل بالاتر از مرحله بعد،
حتي به صورت ناخواسته هم به گناه مبتلا نمي شود مگر آنكه مورد مجازات
معنوي سختي قرار مي گيرد چراكه كسي كه به مراحل بالايي از معنويت برسد
بايد چنان از مقدمات گناه كنارهگيري نمايد كه حتي به صورت ناخواسته هم
مبتلا به گناه نشود اما اگر شد، خدا هرگونه كه بخواهد با او برخورد
خواهد كرد، چراكه افراد داراي مراتب بالاي ايمان را، خدا به عنوان دوست
برخورد ميكند، يا مي پوشاند يا سختگيري مي كند كه در هر دو صورت به
نفع فرد مؤمن است و در تمام مراتب، مجازاتها همه موجب رشد انسانند.
نويسنده
: بهرام محسني نسب (Bahrammn@gmail.com
)
والسلام علي من
التبع الهدي
|